* صبحي از سر درد داشتم مي مردم الان از خفه درد..... اوليشو تو به دادم رسيدي.... دوميشو ....!!...؟؟
Posts
Showing posts from October, 2006
- Get link
- X
- Other Apps
* اين آهنگهاي لاچيني منو بد جوري برده به عقب عقب ها ها راس ميگي ها.... فردا شب سالگرده بابامه... چي باحال با تمام شور و شوقي كه امروز برا زندگي داشتم ... خيلي دلم ميخاد بدونم سالگرد باباي اون دختره كي ميشه نه اينكه نا اميد باشم ها نه چن وقتيه كه به مردن فكر ميكنم نه از روي شوق بهش يا نا اميدي در زندگي يه جور فضوليه بگم بهتره با اينكه دوبار تجربه نصفه و نيمه دارم ازش و ميتونم با اطمينان بگم كه در هر حالتي از مرگ آدم به هيچ وجه احساس نمي كنه كه داره مي ميره يه چن ثانيه يا چن دقيقه قبلش چنان از دنيا و مافيها مي بره كه نميفهمه داره ميميره يا چي ... اما دلم خيلي ميخاد بازم اون لحظه ها رو درك كنم ... كاراي بابايي و خودم رو تو اون لحظات آخرش جلو چشام مياد و حقا فزت برب كعبه لايق بابايي بود
- Get link
- X
- Other Apps
! زندگي ديگه ازم دلگير نشو !!! باشه ؟ راستي زندگي ! تو رو مثل آينه تو تاقچه اتاق كوچيكم ميزارم تا خودمو توش ببينم .... ها ...زندگي ! يه چيز ديگه .... دل مهربونم رو تو اين شهر گم كردم تا جاييكه يادم مياد جنسش از شيشه بود نكنه طفل همسايه اونو با سنگ شكسته باشه يا با تي پايي گوشه اي پرت شده ! يه بار بهت اينو گفته بودم يادته ؟ به نظرت سر دل بيچاره من چي اومده ها ؟ اون كه مستحق اين آوارگي نبود بود ؟ خدا منو ببخشه
- Get link
- X
- Other Apps
،تو زندگي دروني آدم ، هميشه افسردگي و دلزدگي ذره ذره توي جسم و جان همه چي نفوذ ميكنه نفي مطلق زيبايي طبيعي نقي مطلق شادماني زندگي غيبت مطلق درك زيبايي ِ خوش تركيبي كه هر پرنده و جانوري داره و مرگ مطلق قوه شهودي آدم از جمله نماد هاي وحشتناك و تيره و تاري است كه درپي تسليم شدن به اين ميل به رسوب ، ركود و كرمخوردگي جان من و تو ظهور ميكنه .
- Get link
- X
- Other Apps
..... من چندان چيزي نيستم ، باد هم به گلو نمي اندازم ولي هر چه هست ، ميدانم كه هستم و براي خود يه زندگي دارم .... زندگي ناچيزي ندارم اما ... زندگي آنقدر طولاني نيست و تنها يه بار هم هست ... من حق دارم .... نه ، اگر مايلي حق نگم ، آره به نظر خود خواهانه مياد ... من وظيفه دارم كه اون رو به هدر ندم ... سر سري از اون نگذرم شعاري كه عملي نشد