*
از دست دادن شده جزو ي از ذات زندگيم
جزو مهمي كه خيلي چيز هاي خوبي رو بهم داده
مثل وقتي كه يه سيب گنديده و نصفه رو از زمين بر ميداشتيم و
ميگرفتن از مون و يه درسته شو ميدادن دستمون

Comments

Popular posts from this blog