6 باقیشو هیس در درونم برا خودم میخواهم خود خواهیم مجال نمیدهد چمن بویم با تو اینجا شب ندارم
Posts
Showing posts from July, 2007
- Get link
- X
- Other Apps
6 :دی منم دچار همون وسواس بک اسپیس شدم "یله بر نازکای چمن رها شده باشی" هنوز صدای شر شر یا همون به قول خودشون گورگور آبشارش تو گوشمه هنوز نجوای باد با علفهای زیر گوشمون رو میتونم بشنوم هنوز عطر چمنای زمین قاطی عطر موهاش، پیشونیش، دستاش تو مشامم خلجان داره هنوز سیاهی چشاش - برآورد آرزوهای دیرین _ به وضوحی بی سابقه دیدگانم رو پر کرده و هنوزجادوی لمس صورت و پیشونی با چشمهای بسته مستی ام را پایدار کرده فردا تمام را سخن با اوست در این درون پر ز، مَستان
- Get link
- X
- Other Apps
6 من : چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون ......... ......... چه دانم من دگر چون شد که چون، غرق است در بی چون چه دانم های بسیار است لیکن من نمیدانم که خوردم از دهان، بندی، در آن دریا کفی افیون او : نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند که آتش و تپش و گرمیه هوات منم ؟ نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت نظام گیرد خلاق بی جهات منم؟
- Get link
- X
- Other Apps
6 با تو ديشب تا كجا رفتم تا خدا، وان سوي صحراي خدا رفتم، من نميگويم ملايك بال در بالم شنا كردند، من نميگويم كه باران طلا آمد، با تو ليك اي عطر سبز سايه پرورده، اي پري كه باد ميبردت، از چمنزار حرير پر گل پرده، تا حريم سايههاي سبزتا بهار سبزههاي عطر تا دياري كه غريبيهاش ميآمد به چشمم آشنا، رفتم. مهدي اخوان ثالث
- Get link
- X
- Other Apps
6 امشب زدم تو خط هایده شدم اِند جوات !! مثل این راننده کامیونا و راننده اُتوبوسا !! یادم نمیره که جه نوستالژیک هوس میکردیم بزرگ شیم بشیم راننده اتوبوس - قام قام !! یادته نه ؟!! من که یادم نرفته هنوز ولی خدا وکیلی بعضی وقتا کامیونا یه چیزایی پشتشون مینویسن که آدم کم میاره مثل همین: همیشه محکوم همیشه بیگناه آخ که اگه من الان تو کامیون بودم - آخه هایده پشت کیبورد مثل تو جاده پشت رل کامیون حال نمده که: شب شب شب که نذاشتی خواب نذاشتی برام روز روز روز که نذاشتی تاب نذاشتی برام