6
:دی
منم دچار همون وسواس بک اسپیس شدم
"یله بر نازکای چمن رها شده باشی"
هنوز صدای شر شر یا همون به قول خودشون گورگور آبشارش تو گوشمه
هنوز نجوای باد با علفهای زیر گوشمون رو میتونم بشنوم
هنوز عطر چمنای زمین قاطی عطر موهاش، پیشونیش، دستاش تو مشامم خلجان داره
هنوز سیاهی چشاش - برآورد آرزوهای دیرین _
به وضوحی بی سابقه دیدگانم رو پر کرده
و هنوزجادوی لمس صورت و پیشونی با چشمهای بسته
مستی ام را پایدار کرده
فردا تمام را سخن با اوست در این درون پر ز، مَستان
Comments