6
نیومدی هذیون بگی دلم برای اینجا تنگ شده بود خودم اومدم فضولی:پییی
دلم میخواد هذیونهامو جایی بنویسم که همیشه مبهوت افکار نویسنده اش بودم
نویسنده ای که حالا تپش قلبامون به هم گره خورده
دلم میخواد یادداشتک واره(!) بنویسم
* صدای قلبت با موسیقی انیگما قاطی شده!
* گرمای دستات ... سرمای وجودم رو از بین میبره
*عجیب به توجه نیاز دارم! همه باید بفهمن من تو شرایط سختی هستم و درکم کنند والا.......:دی :(
* هیچ خبر داری هرروز صبح قبل از سلام و صبح به خیر ازم می پرسی خوب خوابیدی؟
*2 ماه دیگه این موقع ها تو خونمونیم و احتمالا دارم ریخت وپاش های کله سحر رو جمع میکنم! :دی
* بی تو من خرابم... در رنج و عذابم
* چقدر دلم می خواد دوستت احد رو ببینم!!! چرا ؟
* زندگی زیباست اما این تلاشه که زندگی رو زیبا می کنه
* من .......................
خرابتم رفیق (چشمک)
Comments