*
دير زمانيست فلسفه نميبافم
وقت آن رسيده كه هذيان ببافم
شوخي نيست سايقه كار تو نساجي دارم
" واين جهان پر از صداي حركت پاهاي مردمي است
كه همچنان كه ترا مي بوسند
در ذهن خود طناب دار ترا مي بافند "
اونا تو قسمت ديگه اين كارگاه بافندگي كار ميكنن
ديگه كسي ياد عمو زنجير باف نميكنه
چون همه جا بباف ببافه
.........
فردا تو بازار امير كبير پوشش زني مرا بياد مهناز خواهد انداخت

that`s all the way

Comments

Popular posts from this blog